امشب شب آرزوهاست
اول خواستیم تبریک بگیم
بدشم می خواستیم بگیم امشب دوست داریم یه آرزو بکنین آمین آرزوتون رو بذارید تو نظرات
موفق باشید
مطالبی راجب مشاوره و کنکور
امشب شب آرزوهاست
اول خواستیم تبریک بگیم
بدشم می خواستیم بگیم امشب دوست داریم یه آرزو بکنین آمین آرزوتون رو بذارید تو نظرات
موفق باشید

راستش از همتون دلخورم شما می آید دیگه سر نمی زنید تا دنبا لتون نیایم
اگه وب لاگ ما بده بگید بهترش کنیم اگه شما بی معرفتید خواهشن با معرفت تر باشین خوب!!!!!!!!!!!!!!!!!
راستی هر کسی با تبادل لینک موافق ما آماده ایم خبرمون کنید.
بازم ازتون تشکر می کنیم.
«با دیگران چگونه ارتباط بر قرار کنیم»
مخاطب خوب:
شاید بتوان گفت ارتباط یکی از قدیمی ترین و در عین حال عالی ترین دستاوردهای بشر بوده است. ارتباط به
نظر موضوع ساده ای است،خیلی ساده دهانمان را باز می کنیم و شروع به صحبت کردن می کنیم ولی زمانی
که از دوست یا خواهر و برادر یا...ناراحت می شویم نمی دانیم چگونه باید مشکل خود را حل کنیم.برای ارتباط
موثرتر باید شیوه های ارتباطی را آموخت.
ابتدا ارتباط خوب و بد را تعریف می کنیم.ارتباط خوب به مفهوم((گوش کردن- بیان احساسات به طور روشن و
شنیدن احساسات طرف مقابل است.))
ارتباط بد ارتباطی است که احساسات بطور آشکار بیان نمی شود و به سخنان طرف مقابل گوش نمی دهید.سر
زنش کردن،تحقیر کردن،طعنه زدن و...نشانۀ ارتباط بد است.برای برقراری یک ارتباط سالم و صحیح به موارد
زیر توجه کنید:
1
) در هنگام گفتگو به طرف مقابل توجه کنید و به صحبت های او خوب گوش دهید.با فرد تماس چشمی برقرار
کنید.تماس چشمی یکی از صمیمانه ترین راه های بر قراری ارتباط با دیگران است.فاصلۀ مناسبی با گوینده
داشته باشید فاصلۀ مناسب در حدود 90 سانتی متر است.
2
) نسبت به احساسات گوینده آگاه باشید.به حالت چهره،تُن صدا،وضعیت اندام ها،کلمات احساسی که بیان
میکند،توجه کنید.
3
) احساسات خود را به نمایش نگذارید(اخم کردن،سرتکان دادن،سخن طعنه آمیز زدن،سکوت های طولانی
و...) آنها را بیان کنید.
4
) احساسات خود را به وضوح بیان کنید.مثلاً ((من احساس می کنم با این صحبت تحقیر شده ام)) یا ((من حالا
خشمگین و عصبانی هستم)) یا ((من احساس تنهایی می کنم.))عبارت های با مفهوم ((من احساس می کنم)) با
عباراتی که با ((تو)) شروع می شوند در تضاد هستند.مانند ((تو در این مورد اشتباه می کنی)) که بهتر است
به این شکل بیان شود ((من احساس می کنم اشتباه می کنی))
5
) اگر طرف صحبت شما عصبانی است از خشم او نترسید و اجازه دهید احساساتش را بیان کند.
6
) آرزوها و خواسته های خود را با عباراتی مانند:((من دوست دارم با شما بیشتر صحبت کنم.)) یا ((من مایلم
با تو وقت بیشتری صرف کنم و...)) بیان کنید.
7
) از روش ((خلع سلاح)) برای ارتباط بهتر استفاده کنید یعنی اینکه در سخنان طرف مقابل ((حقیقتی))را پیدا
کنید و آن را بیان کنید.مثلاً اگر شما به موقع سر قرار خود نرسیده اید و این دیر رسیدن قبلاً هم تکرار شده و
دوستتان عصبانی است و به شما می گوید:((تو همیشه دیر می آیی)) بعد از اتمام صحبتش به او بگویید:((بله
دیر کردم و حق داری عصبانی شوی)) وقتی می پذیرید که دیر کرده اید دوست شما احساس می کند که به
حرف او توجه کرده اید و به او احترام می گذارید و از شدت عصبانیت او کم می شود.
8
)بر خورد همدلانه داشته باشید.خود را به جای دیگران بگذارید و از دریچۀ چشم آنها نگاه و احساس
کنید.سخن طرف مقابل را تکرار کنید تا بداند که شما منظور او را درک کرده اید.از او سؤال کنید تا متوجه
شوید که احساسات او را درست فهمیده اید؟ مجبور نیستید در موافقت یا مخالفت با او حرف بزنید بلکه
احساسشان را تصدیق کنید.
9
) از شیوۀ پرس و جو استفاده کنید یعنی با طرح چند سؤال به طرف مقابل اجازه دهید که نظر و احساس خود
را با شما در میان بگذارد با این شیوه مشکل را بهتر می توانید حل کنید.
مثلاً اگر دوستتان اعتراض کرد که ((تو زود عصبانی می شوی)) بهتر است در جواب او بگوئید:«گاهی زود
عصبانی می شوم(خلع سلاح)،آیا کارهای دیگری هم هست که می کنم و تو ناراحت می شوی؟(پرس و جو)»
10
) با طرف مقابل با احترام رفتار کنید ممکن است از کاراو یا نحوۀ تفکر و احساسش ناراحت باشید اما او بد
نیست.او نیز مانند شما مجموعه ای از نقاط قوت و ضعف است.اگر به دیگران نشان دهید که آنها را دوست
دارید و بهشان احترام می گذارید شما را بهتر درک می کنند و حل مسئله راحت تر می شود.
11
) پس از نشان دادن احترام خود،منظور خود را به اختصار بیان کنید.از کلمات کنایه دار بپرهیزید و احساسات
خود را واضح بیان کنید و حقیقت را همانگونه که می بینید بیان کنید.
«موفق باشید»
· علاقه مهم ترین شرط در تمرکز حواس
· به یقین می توان گفت که علاقه مهم ترین شرط در ایجاد تمرکز حواس است و اساساً تمرکز حواس و حافظه لازم و ملزم یکدیگرند.
· علاقۀ بیشتر- تمرکز بیشتر- مرور ذهنی بیشتر- بخاطر سپاری بهتر- یادآوری سریع تر
· وقتی شما به موضوعی علاقه دارید دوست دارید دربارۀ آن بیشتر بدانید و میل به فراگیری بیشتر باعث می شود که تمرکز بهتری داشته باشید.از طرفی هر چه بیشتر فرا بگیرید و بیشتر بدانید،علاقۀ شما به مطلب هم بیشتر می شود و باز علاقۀ بیشتر میل به فراگیری بیشتر.
· سؤالی که مسلماً در ذهن شما مطرح می شود این است که طبیعتاً خیلی از درسها مورد علاقۀ ما نیستند،با آنها چکار کنیم.
· تنها راه حل این است که باید به طریقی خودمان را به آندرسها علاقهمند کنیم.یکی به مثلثات علاقه ندارد و یکی به شیمی،یکی به فلسفه و...
· چگونه خود را به دروس مختلف علاقه مند کنیم؟
· 1- اطلاعات اولیه
· هر چه اطلاعات اولیه در زمینۀ یک موضوع بیشتر باشد خود بخود کشش بیشتری برای فراگیری آن خواهید داشت و در نتیجه تمرکز بهتر بدست خواهید آورد و این همان ارتباط علاقه و میل به فراگیری است.هر چه می توانید اطلاعات اولیۀ سطحی و ابتدائی خود را افزایش دهید.چه در راستای موضوع باشد،چه نباشد.
· مثلاً قبل از اینکه فرمول پیچیدۀ اصطکاک را در فیزیک مطالعه کنید،به کسب اطلاعات اولیه در مورد اصطکاک بپردازید،اگر چه پیش پا افتاده و سطحی به نظر می رسد ولی شوق و شور و میل به فراگیری و در نتیجه تمرکز حواس شما را افزایش خواهند داد.
· اطلاعات اولیه چگونه باشند؟
· 1- اطلاعات اولیه باید ساده باشند.
· 2- اطلاعات اولیه باید کم حجم باشند.یکی از اصول مهم یادگیری و قوانین پایه ای حافظه این است که یادگیری تدریجی است.یادگیری یکبارۀ مطالب شما را زود خسته و بی علاقه می کند.
· 3-اطلاعات اولیه باید به شکلی خوب و دوست داشتنی که ایجاد علاقه نمایند،ارائه شوند.
· 4- به کاربردهای علمی مطالب علمی فکر کنید،کاربرد مطالب را در زندگی خود جستجو کنید.قبل از اینکه مثلثات بخوانید به این فکر کنید که تمام حرکات کشتی ها و اقیانوس ها بر اساس نسبتهای مثلثاتی انجام می گیرد.
· قبل از اینکه شیمی بخوانید و واکنش های گرمازا و گرما گیر را بفهمید به این فکر کنید که اخیراً چیزی به نام بخاری جیبی اختراع شده است که در زمستان دستهای شما را گرم می کند و قبل از اینکه...
· اگر کمی دقیق شوید،اگر ذهن خود را به کار بیندازید،کاربرد تمامی علوم را در لحظه لحظۀ زندگی خود حس می کنید و هر چه آمیختگی دانش را با زندگی روزمرۀ خود درک می کنید،علاقه مندتر می شوید.
· اطلاعات اولیه مهم ترین قانون علاقه مندی است.
· پیش از مطالعۀ هر درس از این به بعد دانسته های قبلی خود را مرور کنید.اطلاعات اولیه بگیرید و خود را علاقه مند و متمرکز سازید و این همان چیزی است که می گویند در هر درس،باید از پایه،قوی باشید و دروس اساسی بخوانید.قبل از فراگیری انتگرال،مفهوم مشتق را دریابید.قبل از آنکه حد را بفهمید نمی توانید مشتق را درک کنید.
· به یکباره سراغ فرمولها و حفظ آنها رفتن و کار را از وسط شروع کردن،بدون اطلاعات زمینه ای و پایه ای باعث می شود درست و حسابی یاد نگیرید و بی علاقه و کلافه شوید.
· 2- دانستن قوانین
· شناخت قانون هر چیزی شما را به آن علاقه مند می کند.قبل از شروع مطالعه کشف کنید محوری که مطالب کتاب حول آن دور می زند چیست؟ این کتاب به چه موضوعاتی تأکید می کند؟چه سبک و ساختاری دارد؟چگونه می خواهد به من یاد بدهد؟
· 3- زبان گردانی
· زبان گردانی یکی از اصول مطالعه است.فرمولE=MC2انیشتن را به زبان خود تعریف کنید.
· ببینید که آن در زبان شما چه مفهومی دارد.یادتان می آید که وقتی سال اول دبستان بودید،باران را چگونه برای خود زبان گردانی کردید؟ نعلبکی را در لولۀ کتری برگرداندید و برای خود ابر و باران ساختید.
· پیچیده ترین مطالب علمی را که همین طور که مطالعه می کنید و جلو می روید به زبان سادۀ قابل فهم و بیان خوشایند خودتان بر گردانید.این یعنی زبان گردانی.
· 4- با کتاب شوخی کنید!
· در روانشناسی حافظه و یادگیری گفته می شود:مطالبی که بار هیجانی بیشتری دارند،بیشتر درحافظه می مانند و بهتر به خاطر آورده می شوند چرا که هیجان،علاقه،تمرکز و ورود مطلب به حافظه را موجب می شوند.
· با کتاب شوخی کنید.مثالهای مهیج،شادی آفرین و حتی خنده دار بزنید.این موضوع به علاقه و تمرکز شما کمک زیادی می کند.
· بعد از این که خواندید الکترون در سیم حرکت می کند و به مقاومتی مثل لامپ بر خورد می کند و لامپ را روشن می نماید به زبان خودتان بگویید،موتور سوار(الکترون)در خیابانی خلوت(سیم)به سرعت حرکت می کند که ناگهان به دیواری(مقاومت)برخورد می کند و آن وقت احساس می کند پروانه ها دور سرش می چرخند(روشن می شود).
· هر چه می توانید به سخت ترین مطالب کتاب بار هیجانی مثبت بدهید و آن را بخوانید.وقتی که سدیم روی آب شناور است به شدت حل می شود و اگر کبریتی بزنیم بالای آن شعله ور می شود.تصور کنید اگر کسی در حال آب خوردن باشد و سدیمی در آب بیندازیم و به آن کبریت بزنیم سبیل هایش می سوزد.
· با کتاب آنچنان شاد و مهیج برخورد کنید که گویی به دوست داشتنی ترین دوست خود رسیده اید.
· 5- توجه به لذتهای نهایی نه دشواری های میسر
· کسانی از کوه بالا می روند و قله را فتح می کنند که لذت رسیدن به قله را در ذهن می پرورانند.این افراد در طول مسیر هرگز به دشواری های مسیر راه نمی اندیشند،بلکه خود را در آن بالا مجسم می کنند و به این فکر می کنند که از آن بالا همه چیز زیباست.همین شوق ذهنی دشواری مسیر راه را حل می کند.مدام در ذهن خود موفقیت های نهایی را مجسم کنید.یادتان باشد همیشه توجه به لذتهاست که تمرکز و علاقه را ایجاد می کند.
· اشتباه در برنامه ریزی
· در اجرای برنامه های روزانه فقط برنامۀ همان روز را انجام دهید و مطلقاً به اینکه «چند صفحه باقی مانده؟»فکر نکنید و درتنظیم حجم برنامه زیاده روی نکنید چرا که ایجاد تنفر می کند.
· تعیین هدف
· حتماً پیش از مطالعه برای خودتان مشخص کنید که هدفتان چیست؟
· گفتن هدف من یادگیری این فصل است یا هدفم این است که نمرۀ خوبی بگیرم و...بسیار نادرست است.اهداف وقتی قابل دسترسی هستند که مشخص،دقیق،روشن و واضح باشند.
· اشخاصی که قبل از مطالعه با طرح پرسشهایی برای خود ذهنشان را مشتاق و جستجوگر می کنند در تمام لحظات مطالعه به دنبال جواب هستند و این هدفمندی ذهن باعث می شود که به راحتی تمرکز حواس داشته باشند.
· هدفتار بودن ذهن هنگام مطالعه خیلی مهم است.بطوریکه یا مطالعه نکنید یا قبل از آن برای حواس در مطالعه هدف خود را تعیین کنید.
·
·
·
·
· منبع:مطالعۀ موفق با تمرکز مؤلف:سید مجتبی حورایی
·
·
·
·
·
·
·
· تأثیر علاقه در تمرکز حواس
«خوش بینی»
مخاطب عزیز:
هیچ آدمی خوش بین یا بد بین به دنیا نمی آید بلکه آدمها در طول زندگی یاد می گیرند که خوش بین و یا بدبین باشند و چون اینطور یاد گرفته اند مدام به این فکر و کارشان ادامه می دهند.بنابراین می توان عکس آن را نیز یاد گرفت و این کار احتیاج به شناخت،برنامه ریزی و عملی کردن آن برنامه دارد.یادگیری همیشه ممکن است.
از آنجا که فکر شما عمل شما را تعیین می کند و عمل شما متقابلاً تعیین کنندۀ واکنشی است که دیگران نسبت به شما نشان می دهند و در تحقیقات ثابت شده سیستم دفاعی بدن خوش بین ها قویتر است و حتی زخمهایشان زودتر بهبود می یابد پس با رعایت موارد زیر در ایجاد و توسعۀ افکار مثبت بکوشید:
1- افکار منفی را در ذهن خویش تصور نکنید،در مورد هر چیزی به جنبه مثبت آن توجه بیشتری نمایید و سعی کنید بجای نگرانی در مورد آنچه ندارید،از آنچه دارید لذت ببرید.
2- تلاش کنید که مذاکرات ذهنی خود را مثبت کنید خود را فردی مستحق شکست و نابودی نپندارید که کم کم به همان سمت کشیده خواهید شد بلکه بر عکس خود را فردی لایق و شایسته موفقیت و بهروزی بدانید تا بتوانید با اراده و تلاش به اهداف واقعی خودتان برسید.
3- از کلماتی که باری منفی دارند حتی الامکان استفاده نکنید.((نمی توانم،نمی شود،امکان ندارد و...))
هر کاری می خواهید انجام دهید ابتدا دلایل ممکن بودن و رسیدن به آن را بنویسید و بعد دلایل احتمالی ناممکن بودن آن را.
4- با استفاده از قوۀ تخیل هدف خودتان را در ذهن مجسم سازید و خود را همانطوری ببینید که می خواهید باشید.داشتن تصویر درستی از هدف در ذهن مهم است.
5- دوستانی انتخاب کنید که مشوق شما باشند،دوستان خود را به مثبت اندیشی دعوت کرده و به صحبتهای منفی جهت مثبت بدهید.خودتان نیز در عیب گویی ابتدا محاسن را بگویید.
6- احساسات شما بیشتر ناشی از ذهنیت و طرز فکر شماست خود اتفاقات مهم نیستند مهم برداشتی است که ما از این اتفاقات داریم. اگر احساس((با زنده بودن)) می کنید این فکر شماست که این حس را بوجود آورده اگر فکر خود را تغییر دهید مثلاً به خود بگوئید((با تلاش موفق می شوم.من از حداکثر توان خود استفاده می کنم))کمک بزرگی به خود کرده اید کاملاً طبیعی است که وقتی حادثۀ ناخوشایندی را تجربه کنیم ناراحت شویم اما هرگز درست نیست که به خود برچسب((بازنده بودن))بزنید.
7- از کمبودهای خود آگاه شوید ولی خود را به خاطر وجود این کمبودها تحقیر نکنید و میان خود واقعی و خصوصیات ظاهری جسمی و رفتارهای خود تفاوت قائل باشید،از کارهای اشتباه خود احساس گناه و بی ارزشی نکنید در واقع اشتباه کردن به معنی ((اشتباه بودن خود واقعی))ما نیست.بدانید هیچ انسانی کامل و بری از خطا نیست پس به خود سخت نگیرید،از خود انتظار نداشته باشید که کامل و بی عیب و نقص باشید و همیشه یادتان باشد که هیچ کس کامل نیست.
8- سعی کنید در برابر دیگران ابراز وجود کنید و احساس خود را مؤدبانه بیان کنید.
9- حتی الامکان به زمان حال بیندیشید و برای خود آیندۀ وحشتناک و بدبینانه ای تصور نکنید اگر به آینده با دید مثبت نگاه کنید آیندۀ خوبی خواهید داشت چرا که همه چیز از فکر ما نشأت می گیرد پس افکار منفی و بد بینانه را دور کنید.
10- اگر در امتحان نمرۀ خوبی گرفته اید نگویید شانسی بود یا امتحان آسان بود،شما تلاش کرده اید و از توانایی های خود به بهترین نحو استفاده کرده اید.
11- تحرک جسمی داشته باشید.هر روز حداقل نیم ساعت به فعالیتی مثل پیاده روی تند مشغول شوید بطوری که به نفس نفس بیفتید.
12- فعالیت اجتماعی داشته باشید با اقوام و دوستان خود اوقاتی را بگذرانید و با آنها در تماس باشید.
مخاطبین گرامی:
در یاداشت هایی که تحت عنوان مهارتهای زندگی تقدیم شما می شود سعی بر ارائه توصیه های کاربردی و رهنمودهایی است که شما را در شناخت هر چه بهتر خود یاری دهد تا نقاط قوت و ضعف خود را دریابید و در جهت تغییر و بهسازی خود اقدام کنید.این توصیه ها را بکار گیرید و با ما بحث و تبادل نظر کنید.
((بهروزی شما در زندگی و امر تحصیل آرزوی ماست))
«سبک صحیح زندگی»
دوستان عزیز:
((از فرصت ها و لحظه هایتان به بهترین نحو استفاده کنید)) اگر به دنبال دست یافتن به آرامش و یا زندگی با نشاطی هستید مهمترین کار تغییر سبک زندگی به سبک صحیح زندگی است.وقتی با دقت بیشتر به مواقعی که دچار عدم آرامش هستیم و یا توانایی مقابله با استرسها(فشارهای روانی) را نداریم نگاه کنیم می بینیم بی نظمی در خواب،تغذیه و نداشتن تحرک عواملی اصلی عدم آرامش ما هستند.استرسهای زیادی در زندگی وجود دارد و تقریباً می توان گفت زندگی بدون استرس ممکن نیست اما این مهم است که بتوانیم با منظم کردن زمان خواب،تغذیه متنوع و تحرک جسمی بیشتر توان مقابله با استرس را بالا ببریم.بنا براین به موارد زیر در زندگی توجه داشته باشیم:
1- برنامه ریزی (تنظیم وقت)
تنظیم وقت یعنی استفاده صحیح از وقت و زمان و به هدر ندادن آن برای این کار بهتر است کارهای ثابت و کارهای متغیر را در زندگی خود مشخص کنید.
(کارهای ثابت به اعمالی گفته می شود که شما هر روز در ساعتی معین آنها را انجام می دهید مانند:خواب،وعده های غذا،جلسات درسی و...
کارهای متغیر اموری هستند که شما می توانید در هر ساعتی که مایل هستید آنها را انجام دهید مانند:«مطالعه،تکا لیف درسی،اوقات استراحت،ارتباط با دوستان و...»)سپس با قرار دادن کارهای ثابت در برنامه جاهای خالی را با کارهای متغیر بر حسب اولویت پر کنید.
2 - تغذیه مناسب:
(خوردن روزانه حداقل 5 نوع میوه و سبزیجات تازه خوردن غذاهای موتنوع در وعده های غذایی متناوب،کاهش کافئین،کاهش چربی،افزایش کربوهیدرات ها و...)
بهتر است برای کسب انرژی بیشتر از کربوهیدراتهایی که شامل نشاسته هستند و ما را خوش خلق می کنند مثل سیب زمینی،برنج،نان مخصوصاً نان سبوس دار،حبوبات و خشکبار استفاده شود.از پروتئینها برای تأمین بافت بدن و از ویتامینها و مواد معدنی برای پیشگیری از ضعف به اندازه کافی مصرف کنید.از چربیها برای حفاظت از پوست و گرمی بدن و از روغنهای اشباع نشده مثل روغن زیتون،دانه های روغنی آفتابگردان و غیره به اندازه کافی مصرف شود.
کافئین یک ماده محرک است که در دراز مدت باعث خستگی می شود بنابراین بهتر است از مواد کافئین دار مانند:قهوه،چای و کاکائو کمتر استفاده شود.
3- ورزش یا تحرک جسمی:
ورزش باعث افزایش اندورفین می شود.اندروفین ماده مخدری است که باعث سرمستی و شادی می شود آزاد شدن اندورفین باعث مقابله بهتر فرد با استرسها می شود و دردها را تسکین می دهد.ترجیحاً ورزشهای هوازی مانند:دو،شنا،فوتبال و ...پیشنهاد می شود.
با ورزش تعداد گلبولهای سفید بیشتر و سیستم ایمنی قویتری دارید.بنابراین هفته ای حداقل سه روز و هر بار نیم ساعت ورزش کنید.
4- تنظیم خواب:
سعی کنید سر ساعت خاصی بخوابید و سر ساعت خاصی بیدار شوید بهترین ساعت خواب11 شب تا 7 صبح و نیم تا 1 ساعت خواب در بعد از ظهر است.برای خوب خوابیدن رختخواب راحتی تهیه کنید،قبل از خواب از خوردن چای و قهوه خودداری کنید همچنین نزدیک خوابیدن کار دشوار فکری انجام ندهید گوش دادن به موسیقی آرام،خوردن شیر گرم و دوش گرفتن به بهتر خوابیدن کمک می کند.
مشکلاتی که ذهن شما را مشغول کرده روی کاغذ آورده و ذهن را تا آنجایی که می توانید خالی کنید.تنفس عمیق داشته باشید و با شمارش تنفس،ذهن را از مسائل دیگر دور کنید.
«شیوه تست زنی»
مخاطب عزیز:
تصور برخی دانش آموزان بر این است که هر چه تست بیشتری بزنند و کار بیشتری روی آن کنند موفقیت بیشتری کسب می کنند.هر دانش آموز بایستی ابتدا
مطالب درسی را به طور عمیق و به قدر کافی بخواند به طوری که قادر به تجزیه و تحلیل مطالب باشد سپس برای ارزشیابی از وضعیت خود به تست زدن بپردازد.در واقع تست یک ابزار<<باز شناسی>> است و مطالب آموخته شده توسط فرد را از طریق باز شناختن مطالب می سنجد.برای توفیق در کار تست زنی توجه شما را به نکات زیر جلب می کنیم:
بسیاری از شما در جلسه آزمون اگر با چند سؤال دشوار مواجه شوید دستپاچه شده و گاه نظم ذهنی خود را از دست می دهید.در این مواقع مطمئن باشید دیگران هم وضع شما را دارند.اعتماد به نفس داشته باشید و حتی از خود راضی باشید و بگوئید وقتی این سؤال ها برای من دشوار است وای به حال دیگران.((داشتن روحیه در هر مسابقه ای سرنوشت ساز است)).
- در هر لحظه باید تشخیص دهید کدام تست را رها کرده و به کدام تست جواب دهید.در واقع ابتدا به سؤالاتی که از صحت پاسخ آنها مطمئن هستید پاسخ دهید و وقت را برای بقیه سؤالات تلف نکنید.
- در پایان اگر وقت اضافه داشتید به مرور پاسخ ها و تصحیح اشتباهات بپردازید.
- روش زیر را در کنکور های آزمایشی تمرین کنید تا در جلسه کنکور هم بتوانید آن را اجرا کنید.
1) سؤال ها را به ترتیبی که می بینید پاسخ دهید زیرا نظم و ترتیب سؤالات در دفترچه آزمون کاری سنجیده و فکر شده است.سؤالات به صورت تصادفی پشت سر هم قرار نگرفته اند صلاح دانش آموزان و داوطلبان در نظر گرفته می شود مثلاً در میان دروس اختصاصی اولین درس ریاضی است تا زمانی که ذهن شما آمادگی بیشتری دارد به سؤال ها پاسخ دهید.
2) تمام سؤالات را حداقل یک بار مطالعه کنید.(کنار گذاشتن مطالعه یک درس اشتباه است البته می توانید بخش های دشوار یک درس را کنار بگذارید اما حذف کامل یک درس خطاست.)
شیوه مطالعه و پاسخ دهی به تست ها
1)هنگام پاسخ دادن به تست ها به هیچ وجه وقت خود را صرف سؤالات وقت گیر یا دشوار نکنید.در ابتدا فقط به سؤالاتی که می توانید پاسخ دهید بپردازید.
2) برخی سؤالات را که می توانید پاسخ دهید ولی تشخیص می دهید وقت گیر است با علامت (+)مشخص و از آن عبور کنید.
3)سؤالاتی را که بلد نیستید با علامت (-)مشخص کنید و سریع از آنها رد شوید.
4) از هیچ سؤالی نخوانده رد نشوید زیرا ممکن است پس از چند سؤال دشوار سؤالات ساده ای پیدا کنید.
5) هر پنج یا ده سؤال را که پاسخ می دهید شماره تست را در دفترچه با شماره پاسخ نامه کنترل کنید.
6) پس از آنکه یک بار تست های تمام دروس را مطالعه کردید اکنون وقت باقی مانده را به سؤالات وقت گیر که با علامت (+)مشخص کرده اید اختصاص دهید.
7) وقتی تست را می خوانید به گزینه ها دقت کرده و ابتدا دو گزینۀ نا مربوط و عجیب و غریب را حذف کرده و روی دو گزینۀ دیگر دقت کنید و صحیح ترین پاسخ را انتخاب کنید.
8) اگر هنگام پاسخگویی به تستی،به همۀ گزینه ها شک دارید ریسک نکنید و پاسخ ندهید اما اگر بین دو گزینه شک داشتید از احتمال 50% استفاده کرده و به یکی از آنها به طور تصادفی پاسخ دهید.
برای تمرین تست در خانه نکات ذیل را مورد توجه قرار دهید:
-هیچ گاه قبل از مطالعه دروس به تمرین تست نپردازید زیرا بی فایده و گاه ممکن است مضر باشد.
- تست زدن برای اولین بار یا در مراحل اولیه به منظور تکمیل فهم درس مورد نظر می باشد.بنابراین با دقت کامل به تست زدن پرداخته و به زمان آن کاری نداشته باشد.
- با تکنیک تست زدن با دو خودکار هم می توانید میزان دانش خود را برسی نمائید و هم سرعت عمل خود را افزایش داده و تنظیم وقت را بیاموزید.سؤالها را یک بار در زمان قانونی با خودکار آبی پاسخ دهید و پس از پایان زمان قانونی،خودکار خود را عوض کنید و با خودکار قرمز سؤالاتی را که بدون پاسخ گذاشته اید و یا سریع پاسخ داده اید با دقت مطالعه نمایید و ببینید آیا می توانید در زمان کافی به تعداد بیشتری از سؤالها پاسخ دهید و یا قبل از تصحیح پاسخ نامه خود می توانید برخی اشتباهاتتان را پیدا کنید.
- بعد از مدتی تست زدن برای تکمیل فهم درس و تمرین کافی بهتر است برای ارزیابی خود زمان مناسب در نظر گرفته درصد بگیریم.
- بیشتر روی تست های در هم (طبقه بندی نشده)کار کنید که میزان واقعی یادگیری شما را نشان می دهد و در صورت داشتن فرصت به تست های طبقه بندی شده هم بپردازید.
((غلبه بر اضطراب امتحان))
مخاطب عزیز:
اگر قبل از امتحان و یا موقع امتحان مضطرب می شوید با دانستن دلایل اضطراب و به کار بردن روشهای زیر می توانید بر اضطراب خود فائق آمده و با اعتماد به نفس بیشتری به مقابله با آن بپردازید.
اضطراب شما ممکن است به دلایل زیر باشد:
1) ترس از شکست:احساس می کنید اگر موفق نشوید پیش دیگران تحقیر شده و آبرویتان می رود در واقع احساس عزت نفس شما با موفقیت ها یتان معادل می شود.گمان می کنید اگر مطابق انتظار دیگران رفتار نکنید و در حد انتظار آنها ظاهر نشوید مورد احترام دیگران قرار نمی گیرید.
2) ممکن است اضطراب شما به این دلیل باشد که انتظاری که از خود دارید بیش از توان شما است و یا هدفی را که انتخاب کرده اید مناسب شما نیست و یا در ذهن خود بدون دلیل احتمال ((بد شدن امتحان)) را بالا تخمین زده و نتیجه را فاجعه آمیز تلقی می کنید.البته باید بدانید ترس از امتحان و اضطراب امتحان کاملاً متفاوت است.ترس از امتحان به علت عدم مطالعه کافی است.
راهکارهای مقابله با اضطراب قبل از امتحان
1) با اضطراب خود روبرو شوید.اضطراب فریب دهنده است به شما القاء می کند که از پس کاری که قرار است انجام دهید بر نمی آیید اما وقتی تسلیم اضطراب نشده و دست به کار می شوید می فهمید که ناتوانی شما در انجام آن یک خیال بیهوده است،پس اگر روز قبل از امتحان اضطراب دارید و احساس می کنید که مطالب را نمی فهمید برای قلبه بر اضطراب خود لازم است تمام مدت روز را بدون توجه به اینکه درس یا می فهمید یا نمی فهمید مطالعه کنید.بزرگترین اشتباه شما این است که از درس خواندن دست بکشید.
2) به احساسات قبل از امتحان مثل:((هیچی بلد نیستم)) یا ((احساس می کنم همه مطالب را فراموش کرده ام)) اعتماد نکنید.این احساسات ممکن است قبل از امتحان برای بیشتر افراد به وجود آید.
3) چند روز قبل از امتحان،صبح بعد از بیدار شدن از خواب،ظهرها قبل از صرف ناهار و پس از چند دقیقه استراحت و شب ها قبل از خواب به آسودگی دراز بکشید سپس بدن خود را کاملاً شل کنید،چند نفس عمیق بکشید و بعد از آرامش کامل در ذهن خود این جملات را تکرار کنید:((من از تمرکز خوبی برخوردارم،من آرامش خوبی دارم،من با توکل به خدا و تلاشی که می کنم در همه امتحانات موفق می شوم و نمرات خوبی می گیرم.)) این جملات را چند بار تکرار کنید جلسۀ امتحان را تصور کنید که با آرامش خوبی نشسته اید و برگۀ امتحان را در دست دارید،به سؤالهای برگه خوب نگاه کنید،نگاه باید به گونه ای باشد که پاسخ همۀ سوالها را می دانید و پاسخ دادن به آنها برایتان خیلی آسان است.
4) اگر موقع مطالعه هنوز کتاب را باز نکرده مضطرب می شوید و تمرکز حواستان را از دست می دهید ممکن است به خود بگویید((نمی توانم حواسم را جمع کنم چه اشکالی در من است؟)) حتی یک جمله را نمی فهمم،یک راه برای حل این مشکل ازمون کردن خصوصیتی است که به خود نسبت می دهید.آیا به راستی مطالب را نمی فهمید؟جمله ای را بخوانید آیا می توانید خلاصه ای از مفهوم ان را بنویسید؟مطمئناً به این نتیجه می رسید که مفهوم جمله را درک کرده اید و همین روش را برای خواندن یک پاراگراف هم انجام دهید.
5) مبحث درسی را به چند قسمت تقسیم کنید و هر زمان قسمتی از آن را بخوانید. هر جا در اثر اضطراب با مشکلی بر خورد کردید توجه به اضطرابتان نکنید و تسلیم آن نشوید و به خواندن ادامه دهید.یک نفس عمیق بکشید و به خود بگویید با نفس عمیق کشیدن حالم بهتر می شود من به درس خواندن ادامه می دهم.
6) ده یا پانزده دقیقه درس بخوانید و سپس یک دقیقه دربارۀ وحشتناک بودن امتحان فکر کنید یا نظر خود را یک دقیقه روی نوار ضبط کنید و بعد به صدای خود گوش دهید در ابتدا این افکار می تواند ناراحت کننده باشد اما بعد از مدتی قدرت خود را از دست می دهند و به نظر مضحک و ملال انگیز می رسند.
راهکارهای مقابله با اضطراب موقع امتحان
1) مقداری اضطراب در اول جلسه امتحان طبیعی است از این اضطراب نترسید و حرکت به سمت ساده ترین سؤال را ادامه دهید.روی هیچ سؤالی نمانید وقتی یکی دو تا سؤال را پاسخ دادید و برگشتید میزان اضطرابتان کم می شود و راحت تر به سؤالات پاسخ می دهید.
2) اگر در حین امتحان، اضطراب اندکی به سراغتان آمد مهم نیست فقط سعی کنید میزان عجلۀ خود را کمتر کنید ولی اگر اضطراب شدید شد از خودگویی مثبت استفاده کنید مانند این جملات:((من سعی خود را می کنم انشاء الله موفق می شوم و...))
3) توصیه می شود برای کاهش اضطراب به خدا توکل کنید و چندین ذکر را بر زبان و قلب خود جاری سازید.
4) اگر اضطراب شما در حین امتحان کم نشد،سه نفس عمیق بکشید و حدود یک دقیقه چشمان خود را بسته و به یک منظرۀ زیبا یا صحنه ای خوشایند یا یک گل سرخ فکر کنید و سپس مشغول پاسخگویی به سؤالات شوید.
5) سعی کنید در آخرین لحظه ها،پاسخ همۀ سؤالات تشریحی را،حتی اگر فکر می کنید اشتباه است حتماً بنویسید در آزمون های چند گزینه ای که نمرۀ منفی ندارند نیز حتماً به همۀ سؤالات پاسخ دهید.
اگر با به کار بردن توصیه های بالا اضطراب شما کم نشد به یک مشاور مراجعه کنید.
«موفق باشید»
«
اعتماد به نفس»مخاطب عزیز:
اگر مایلید بدانید که:
1-اعتماد به نفس چیست؟
2-اهمیت اعتماد به نفس چه اندازه است؟
3- افراد با اعتماد به نفس بالا چه خصوصیاتی دارند؟
4- چگونه می توان اعتماد به نفس را افزایش داد؟
مطالب زیر را با دقت مطالعه فرمائید.
اعتماد به نفس از طریق تفکر در مورد((خود ادراک شده))و ((خود ایده آل))
بوجود می آید.زمانی که خود ادراک شده و خود ایده آل در یک سطح باشند فرد از اعتماد به نفس بالائی برخوردار خواهد بود.وجود شکاف و فاصله بین خود ادراک شده و خود ایده آل عاملی است که مشکلات مربوط به اعتماد به نفس را بوجود می آورد.خود ادراک شده:یعنی شناخت نقاط قوت و ضعف.شناخت توانائی های خود و بر اساس توانائی ها از خود انتظار داشتن.نه کمتر از توانایی ها و نه بیشتر از آن.
خود ایده آل:یعنی آمال و آرزوهایی که هر کس مایل است به آن برسد.
مثال:فردی که دچار عقب ماندگی ذهنی است هرگز نمی تواند یک پزشک،مهندس،دبیر شود حتی اگر آرزوی آنرا داشته باشد و تلاش کند.یا یک فرد نابینا نمی تواند جراح شود.
اما فردی که سالم است و بهره هوشی خوبی دارد با در نظر گرفتن توانایی های خود و داشتن پشتکار می تواند به خواسته اش دست یابد.
**************************************************************
اعتماد به نفس واقعی ارتباطی به رویدادهای زندگی شما ندارد اعتماد به خویش بخاطر آنچه انجام می دهید بوجود نمی آید بلکه به دلیل باورتان به توانایی درونی خود است که شما را قادر می سازد تا آنچه را می خواهید انجام دهید.در اهمیت اعتماد به نفس باید گفت که رضایت،از زندگی به باورها و احساسات ما در مورد میزان توانمندی خویشتن بستگی دارد.
افراد با اعتماد به نفس بالا:
1- خود را دوست دارند و از خودشان مراقبت می کنند.
2-خود را می شناسند و مطابق با رشد جسمی و کنجکاوی خود ادامه می دهند.
3- می دانند چه می خواهند و از تعیین اهداف جدید برای خود نمی هراسند.
4- مثبت می اندیشند و در مقابل مشکلات احساس ضعف نمی کنند.
5- ماهرانه رفتار می کنند و رفتار متناسب با موقیعت دارند.
6-ساده و بی ریا هستند.اگر حال خوبی دارند ما می دانیم و اگر احساس و رنجش و مشکلی دارند ما را از آن مطلع می کنند.
7- مشوق دیگرانند و اعتماد را در دیگران تشویق می کنند.
8- خود را کامل نمی دانند و همیشه آماده اقرار به نقاط ضعف و اشتباهات خود هستند.
9- غالباً سر زنده و با نشاط هستند زیرا انرژی شان برای آنها ارزشمند است.
10- بجای اینکه دربارۀ مسائل و مشکلات ساعت ها شکوه و گلایه کنند بطور خلاق درباره آنها تفکر می کنند.
11- در صلح و آرامش بسر می برند.
توصیه هایی برای تقویت اعتماد به نفس
1- مهمترین کلید اعتماد به خود در رفتار این است که دائماً تلاش کنید.
2-کار را به تأخیر نیندازید.اگر کاری را در حد پائین انجام دهید.خیلی بهتر از آن است که هیچ گاه آنرا انجام ندهید.
3- افراد موفق را بیابید و از آنها بیاموزید.
4-در قبال کارهای درست به خود پاداش بدهید و مقابل کارهای نادرست خود را جریمه کنید اما سرزنش نکنید.
5- گاهی با در نظر گرفتن جوانب مسئله ریسک کنید.
6- به جسم تان اهمیت دهید و خود را دوست داشته باشید برای استراحت،تغذیه و ورزش اهمیت قائل شوید.معاینات پزشکی لازم و منظم را انجام دهید.
7- به خودتان اجازه دهید به اقدامات جدید دست بزنید و به کارهای مطابق میل خود بپردازید.
8-افکارتان را بر گذشته یا بر روی آینده متمرکز نسازید.حوستان را روی زمان حال متمرکز کنید.
9- در دنیای ما دو فرد کاملاً نظیر هم وجود ندارند بنابراین خودتان را با دیگران مقایسه نکنید.
10- در برنامه روزانۀ خود برای تفریح و لذت وقت بگذارید.
11- خودتان باشید((خود واقعی))ماسک ها را کنار بزنید و از نقش بازی کردن دست بردارید.
12- بیاموزید که احساسات خود را بشناسید و به آنها اهمیت دهید و نسبت به آنها تصمیم بگیرید هرگز قضیه را این طور تمام نکنید که نمی دانم چه حسی دارم.
13- بیاموزید که احساسات خود را با دیگران ابراز کنید.
14- برای ارتباط بر قرار کردن با دیگران فرصت هایی را بوجود آورید.
15- در استفاده از کلمات خلاقیت به خرج دهید و کلمات را آگاهانه بکار گیرید.
16- با خود گفتگو های درونی مثبت داشته باشید.
17-از خشم و عصبانیت پرهیز کنید.این شما هستید که باعث عصبانیت خود می گردید نه دیگران.
18- افکارتان را بر روی محاسن خود متمرکز سازید نه معایب تان.
19-خود را به عنوان مخلوق اعجاز آمیز خداوند،روح بیکران و هوش برتر باور کنید.
20- اعتقاد داشته باشید به اینکه کائنات یک راز همیشه در تغییر است و یک سیر جهانی به سوی نیکی وجود دارد.
سر بلند باشید.
خود شناسی به افکاری که شما راجع به خودتان دارید و انواع احساسات و احساسات بدنی ( آگاه بودن از نوع تنفس خود،شلی یا سفتی اندام ها و عضلات خود و ...)که تجربه می کنید اشاره می کند.لازمه خود شناسی((خود بودن))است.اگر می خواهید خودتان باشید به نکات زیر توجه کرده و آنها را بکار ببرید:
1)اگرمی خواهید خودتان باشید به توجه و تأیید دیگران خیلی بها ندید.
2)در دعواها بحث و جدل نکنید و پیرو منطق باشید.
3)احساسات خود را خوب بشناسید و صادقانه بپذیرید.وقتی احساسی سراغتان آمد بلافاصله جلوی احساس علامت سؤال بگذارید.مثلاً اگر احساس ناراحتی می کنید از خود سؤال کنید چرا ناراحتید و علت ناراحتی شما چیست؟
4)احساس خود را سرکوب نکنید و با آن برخورد مناسب داشته باشید.
5)احساسات خود را به راحتی بیان کنید.اگر نمی توانید راجع به احساس خود حرف بزنید آن را روی کاغذ آورده و بنویسید.
«شجاعت یعنی بیان احساس بطور مؤدبانه»6)اگر نسبت به ظاهر و تصویری که از خود ارائه می دهید نگاه مثبتی داشته باشید دیگران نیز شما را به همان صورت خواهند پذیرفت.
7)با تغییر افکار منفی و گفتگوهای درونی منفی به مثبت اعتماد به نفس خود را افزایش دهید تا بتوانید ارتباط مؤثرتری با دیگران داشته باشید و آرامش بیشتری کسب کنید.
برای رسیدن به خود آگاهی باید ببینید چقدر شجاع هستید و تا چه اندازه قادر به ابراز وجودید؟
«
رفتار شجاعانه یعنی اطمینان به خود،نگرش مثبت در مورد خود ودیگران و رفتار کردن با دیگران به گونه ای صریح و صادقانه.»خصوصیات افراد شجاع به شرح زیر است:
1)با خود و دیگران صادق اند و به خود و دیگران احترام می گذارند.
2)همانطور که هستند خود را نشان می دهند نه پایین تر از دیگران و نه بالا تر از دیگران.
3)به راحتی حقوق خود را بیان می کنند و در قبال حقوق خود احساس مسئولیت کرده و به حقوق دیگران هم احترام می گذارند.
4)به راحتی افکار و عقاید خود را بیان می کنند،حتی اگر با افکار دیگران تفاوت داشته باشد.
5)نگرانی و ناراحتی خود را مؤدبانه بیان می کنند.
6)
حق اشتباه کردن به خود داده و مسئولیت آن را می پذیرند.به خود می گویند:((من حق دارم بگویم نمی فهمم،من حق دارم چیزی را که می خواهم تقاضا کنم و حق دارم بدون احساس گناه«نه»بگویم.))توسعه رفتار شجاعانه و همراه با ابراز وجود:
1)در مورد خود و دیگران بطور مثبت فکر کنید.
2)
نقاط ضعف خود را ببینید اما ضعف نشانه «بد بودن و بد شدن»شما نیست.3)هنگامی که ضعف های خود را می بینید یکی از عیب های خود را شناخته و آن را رفع می کنید بنابراین به خود یک امتیاز مثبت بدهید.
4)قضاوت مثبت نسبت به خود و دیگران داشته باشید.
5)رفتار ها و حرکات مثبت دیگران را بیان کرده به آنها بازخورد دهید و از دیگران نیز بخواهید به شما بازخوردهای مثبت دهند.
6)هنگام گفتگو با دیگران روی نکات مثبت خود و دیگران تمرکز کنید و فعالانه به صحبت های آنها گوش دهید و نظراتشان را بشنوید.
7)اگر دیگران با نظرات شما مخالف هستند عدم توافقشان لزوماً به مغنی دشمنی با شما نیست.
8)از مهارت های ارتباطی مناسب استفاده کنید.یعنی به صحبتهای دیگران به دقت گوش کنید و توجه کنید گفته های خود را چگونه بیان می کنند،به آهنگ صدایشان توجه کرده و هنگام گوش دادن به صحبت هایشان به آنها نگاه کنید،نصیحت و انتقاد نکنید و به آنها برچسب نزنید.(تو آدم ساده ای هستی و ...)
9)
یکی دیگر از شیوه های مهارت ارتباطی این است که در حین گوش کردن به صحبت های طرف مقابل از شیوه«روشن سازی استفاده کنید.(منظور شما این است که...)»10)در هنگام گفتگو کردن با دیگران برای خود فرضیه بسازید.مثلاً اگر دوست شما عصبی است می توان تصور کرد که شاید دچار مشگل شده یا خوب درس نخوانده یا... فرضیۀ خود را با سؤال کردن درباره احساس او پیگیری کنید تا به نتیجه برسید.
11)احساس مخاطب خود را بیان کنید(الان خیلی ناراحتی و...)
12)در هنگام گفتگو از سؤال های باز به منظور تشویق افراد به حرف زدن استفاده کنید.سؤالات باز با کلمات زیر آغاز می شوند:چه چیز،چه،چگونه،چرا،...از سؤالهای بسته برای بدست آوردن اطلاعات واقعی و یا پاسخهای بلی-خیر استفاده کنید.
13)برای آنکه مخاطب شما متوجه باشد که شما به حرف های او گوش می دهید بعضی از جمله های مخاطب را دوبار تکرار کنید.
14)سعی کنید جسم خود را آرام کنید و توجه بیشتری به جسم خود کنید.برای این منظور با دهان بسته از راه بینی هوا را بداخل ریه ها برده و 4 شماره هوا را حبس کرده سپس در حالی که آرام از دهان خارج می کنید بدن را شل و رها سازید.
یکی از راههای افزایش اعتماد به نفس«تن آرامی است.»تمرین های آرام سازی شما را تشویق می کند که درباره خودتان احساس مناسب و سالم تری داشته باشید.ساده ترین شیوه آرام سازی «آگاه بودن از تنفس خود»است وقتی اعتماد به نفس ندارید بیشتر احتمال دارد که نفس خود را حبس کنید یا به طور سطحی تنفس کنید.حبس نفس منجر به تنش در دیگر قسمتهای بدن و احساس سفت شدگی،فشردگی و تحریک پذیری و باعث می شود که دیگران شما را به عنوان فردی هیجان زده و عصبی تلقی کنند؛هنگامی که از لحاظ جسمی احساس خوبی دارید بیشتر احساس وجود می کنید و رفتارتان شجاعانه است
.کی شعر تر انگیزد
خاطر که هزین باشد
یک نکته از این معنی
گفتیم و همین باشد
سلام به شما خواننده ی عزیز .
در ابتدا از شما برای بازدید از این وب لاگ کمال تشکر را داریم.
این وب لاگ با هدف رفع بعضی از مشکلات شما خواننده گان عزیز و تآمین بعضی از مشکلات شما کنکوری های محترم تنظیم شده است.
امیدواریم تا حد امکان به اهداف خود دست یابیم.
موفق و موید با شید منتظر نظرات سازنده شما هستیم.
(حسین ۲۲ساله و محمد ۱۹ ساله)EMAIL:bamabash_85@yahoo.com